مدل سازی مالی چیست و چه کمکی به تصمیمگیری در کسبوکار میکند؟
مدل سازی مالی مهم ترین ابزار برای مدیریت کسب و کار! مدیران کسبوکار تقریباً هر روز با تصمیمهایی روبهرو هستند که نتیجه مالی آنها در آینده مشخص میشود: آیا شعبه جدیدی راهاندازی کنیم؟ استخدام نیروی بیشتر بهصرفه است؟ اگر قیمت محصولات را افزایش دهیم چه اتفاقی برای سود میافتد؟ برای توسعه کسبوکار وام بگیریم یا از سرمایه سهامداران استفاده کنیم؟ اگر فروش ۲۰ درصد کاهش پیدا کند، آیا شرکت همچنان سودآور خواهد بود؟
پاسخ دقیق به این پرسشها را نمیتوان فقط از صورتهای مالی گذشته پیدا کرد.
صورتهای مالی به ما میگویند چه اتفاقی افتاده است؛ اما مدیر برای تصمیمگیری نیاز دارد بداند چه اتفاقی ممکن است در آینده بیفتد.
اینجاست که مدل سازی مالی (Financial Modeling) به یکی از مهمترین ابزارهای تصمیمگیری مدیران تبدیل میشود.
مدل سازی مالی چیست؟
مدل سازی مالی یعنی ساخت یک مدل عددی از کسبوکار که ارتباط میان فروش، هزینهها، سرمایهگذاری، تأمین مالی، سود و جریان نقدی را نشان دهد و به مدیر اجازه دهد اثر تصمیمهای مختلف را قبل از اجرا بررسی کند.
به زبان ساده:
مدل مالی، نسخه عددی کسبوکار شماست.
در یک مدل مالی میتوان فرض کرد فروش افزایش پیدا کند، قیمتها تغییر کنند، هزینه مواد اولیه بالا برود، نیروی جدید استخدام شود، سرمایهگذاری تازهای انجام شود یا شرکت وام جدیدی دریافت کند و سپس مشاهده کرد این تغییرات چه اثری بر سود، نقدینگی و وضعیت مالی شرکت خواهند داشت.
به همین دلیل مدل مالی فقط یک فایل اکسل پر از عدد نیست؛ بلکه ابزاری برای شبیهسازی آینده کسبوکار است.

تفاوت مدل سازی مالی با پیشبینی مالی چیست؟
این دو مفهوم به یکدیگر نزدیکاند، اما دقیقاً یکسان نیستند.
در پیشبینی مالی معمولاً تلاش میکنیم بر اساس اطلاعات گذشته و مفروضات موجود، فروش، هزینهها، سود و سایر متغیرهای آینده را پیشبینی کنیم.
اما مدل سازی مالی یک قدم فراتر میرود.
در مدل مالی، رابطه میان متغیرها نیز طراحی میشود. مثلاً اگر فروش ۳۰ درصد افزایش پیدا کند، مدل باید بتواند نشان دهد این افزایش چه اثری بر بهای تمامشده، هزینههای متغیر، سرمایه در گردش، مطالبات، موجودی کالا، سود و جریان نقدی خواهد داشت.
بنابراین یک مدل مالی مناسب فقط نمیگوید:
«فروش سال آینده ۱۰۰ میلیارد تومان خواهد بود.»
بلکه توضیح میدهد اگر فروش ۱۰۰ میلیارد تومان شود، برای تحقق آن چه میزان منابع نیاز داریم و نتیجه آن برای سود و نقدینگی شرکت چیست.
چرا صاحبان کسبوکار به مدل مالی نیاز دارند؟
یکی از بزرگترین ریسکهای مدیریت، تصمیمگیری بر اساس یک عدد منفرد است.
فرض کنید شرکتی قصد دارد شعبه جدیدی راهاندازی کند. مدیر برآورد کرده است که شعبه جدید سالانه ۳۰ میلیارد تومان فروش خواهد داشت و بنابراین پروژه را جذاب میداند.
اما فروش بهتنهایی برای تصمیمگیری کافی نیست.
راهاندازی این شعبه چه میزان سرمایه اولیه نیاز دارد؟ هزینه اجاره و نیروی انسانی چقدر است؟ حاشیه سود فروش چقدر خواهد بود؟ مشتریان نقدی خرید میکنند یا اعتباری؟ شعبه چه زمانی به نقطه سربهسر میرسد؟ چه مقدار سرمایه در گردش نیاز خواهد داشت؟ اگر فروش به جای ۳۰ میلیارد، ۲۰ میلیارد تومان شود چه اتفاقی میافتد؟
مدل مالی این متغیرها را کنار یکدیگر قرار میدهد و به مدیر اجازه میدهد قبل از خرج کردن پول، نتیجه احتمالی تصمیم را ببیند.
یک مدل مالی از چه بخشهایی تشکیل میشود؟
ساختار مدل مالی بسته به نوع کسبوکار و هدف مدل متفاوت است، اما معمولاً از چند بخش اصلی تشکیل میشود.
اولین بخش، مفروضات مدل است. نرخ رشد فروش، قیمت فروش، حجم فروش، نرخ تورم، هزینه مواد، حقوق کارکنان، شرایط وصول مطالبات، نرخ تأمین مالی و بسیاری از عوامل دیگر میتوانند جزو مفروضات باشند.
سپس مدل درآمد طراحی میشود تا مشخص شود شرکت چگونه درآمد ایجاد میکند.
در مرحله بعد، ساختار هزینهها و بهای تمامشده وارد مدل میشود. تفکیک هزینههای ثابت و متغیر در این مرحله اهمیت زیادی دارد، زیرا رفتار هزینهها در زمان رشد یا کاهش فعالیت یکسان نیست.
سرمایهگذاری در داراییها، سرمایه در گردش و روش تأمین مالی نیز باید در مدل دیده شوند.
در نهایت این اطلاعات میتوانند به صورت سود و زیان، ترازنامه و صورت جریان وجوه نقد پیشبینیشده متصل شوند.
یک مدل مالی حرفهای باید بین این اجزا ارتباط منطقی برقرار کند؛ یعنی تغییر یک فرض مهم، اثر خود را در تمام بخشهای مرتبط مدل نشان دهد.
مدل مالی چگونه به تصمیمگیری کمک میکند؟
ارزش واقعی مدل سازی مالی زمانی مشخص میشود که مدیر بتواند با آن سؤال بپرسد.
مثلاً:
اگر قیمت فروش را ۱۰ درصد افزایش دهیم چه اتفاقی میافتد؟
اگر حجم فروش ۲۰ درصد کمتر از پیشبینی باشد چطور؟
اگر دوره وصول مطالبات از ۳۰ روز به ۶۰ روز برسد، چقدر نقدینگی بیشتری نیاز خواهیم داشت؟
اگر برای توسعه شرکت وام بگیریم، اقساط و هزینه مالی چه اثری بر جریان نقدی خواهند داشت؟
اگر حاشیه سود ناخالص دو درصد کاهش پیدا کند، سود نهایی چقدر تغییر خواهد کرد؟
مدل مالی مناسب باید بتواند پاسخ عددی به چنین پرسشهایی بدهد.
در واقع مدیر به جای اینکه یک تصمیم را اجرا کند و چند ماه بعد نتیجه آن را ببیند، ابتدا آن تصمیم را داخل مدل آزمایش میکند.
سناریونویسی در مدل سازی مالی
آینده هیچ کسبوکاری دقیقاً قابل پیشبینی نیست. به همین دلیل یک مدل مالی حرفهای نباید فقط یک آینده را نمایش دهد.
یکی از کاربردهای مهم مدل سازی مالی، طراحی سناریوهای مختلف است.
برای مثال میتوان سه وضعیت طراحی کرد:
سناریوی خوشبینانه: رشد فروش بالا و حفظ حاشیه سود
سناریوی محتمل: ادامه روند عادی کسبوکار
سناریوی بدبینانه: کاهش فروش یا افزایش شدید هزینهها
حالا مدیر میتواند مشاهده کند شرکت در هر سناریو چه میزان سود، نقدینگی و منابع مالی نیاز خواهد داشت.
این موضوع بهخصوص در تصمیمهای توسعهای اهمیت زیادی دارد؛ زیرا سؤال مدیر فقط نباید این باشد که «اگر همه چیز طبق برنامه پیش برود چه اتفاقی میافتد؟»
باید پرسید:
اگر شرایط طبق برنامه پیش نرفت، کسبوکار تا چه اندازه توان تحمل دارد؟
مدل سازی مالی چه تفاوتی با بودجه دارد؟
بودجه معمولاً یک برنامه مالی برای دوره آینده است و مشخص میکند شرکت انتظار دارد چه میزان درآمد و هزینه داشته باشد.
اما مدل مالی ساختاری پویاتر دارد.
مدیر میتواند مفروضات مدل را تغییر دهد و اثر آنها را بر نتایج مشاهده کند. بنابراین مدل مالی علاوه بر برنامهریزی، برای تحلیل تصمیمها، سناریونویسی، تأمین مالی، سرمایهگذاری، ارزشگذاری و ارزیابی استراتژیهای رشد نیز کاربرد دارد.
میتوان گفت بودجه پاسخ میدهد:
«برنامه مالی ما برای سال آینده چیست؟»
اما مدل مالی میتواند پاسخ دهد:
«اگر شرایط تغییر کند، چه اتفاقی برای کسبوکار خواهد افتاد؟»
چه کسبوکارهایی به مدل سازی مالی نیاز دارند؟
مدل سازی مالی فقط مخصوص شرکتهای بزرگ یا بورسی نیست.
هر کسبوکاری که در آستانه یک تصمیم مالی مهم قرار دارد میتواند از مدل مالی استفاده کند؛ بهخصوص کسبوکارهایی که قصد توسعه، جذب سرمایه، دریافت تسهیلات، راهاندازی شعبه جدید، عرضه محصول جدید، افزایش ظرفیت، تغییر مدل درآمدی یا انجام سرمایهگذاری قابلتوجهی دارند.
هرچه هزینه یک تصمیم بیشتر و عدمقطعیت آن بالاتر باشد، ارزش مدل سازی قبل از اجرای آن بیشتر خواهد بود.
نتیجه مدل سازی مالی چیست؟
هدف مدل سازی مالی پیشبینی دقیق آینده نیست؛ چون هیچ مدلی نمیتواند آینده را با قطعیت پیشبینی کند.
هدف اصلی این است که ارتباط میان تصمیمهای امروز و نتایج مالی احتمالی فردا را بهتر ببینیم.
یک مدل مالی مناسب به مدیر نشان میدهد چه عواملی بیشترین اثر را بر سود و نقدینگی دارند، کسبوکار در برابر چه تغییراتی آسیبپذیر است، برای رشد به چه میزان سرمایه نیاز دارد و کدام تصمیم میتواند نتیجه مالی بهتری ایجاد کند.
به همین دلیل مدل سازی مالی را میتوان پلی میان استراتژی کسبوکار و اعداد مالی دانست.
مدیر تصمیم میگیرد؛ مدل مالی نشان میدهد این تصمیم، در صورت تحقق مفروضات، ممکن است چه اثری بر آینده کسبوکار داشته باشد.
قبل از اینکه یک تصمیم بزرگ را با پول واقعی اجرا کنید، میتوانید آن را با اعداد آزمایش کنید. اگر به موضوع مدل سازی علاقه مند شدید حتما یادداشت سیستم سازی مالی را بخوانید.