محاسبه بهای تمام شده کالا

محاسبه بهای تمام شده کالا

محاسبه بهای تمام شده کالا و محصول با مثال

محاسبه بهای تمام شده کالا یکی از مهم ترین نیازهای مالی هر کسب و کار است. مدیر یک شرکت باید بداند تولید یا تامین هر محصول واقعا چه مقدار هزینه داشته است تا بتواند قیمت فروش مناسبی تعیین کند، سودآوری محصولات را بسنجد و هزینه های قابل کنترل را شناسایی کند.

بسیاری از کسب و کارها فقط قیمت خرید مواد یا کالا را به عنوان بهای تمام شده در نظر می گیرند. این نگاه باعث می شود هزینه هایی مانند دستمزد، سربار، بسته بندی، ضایعات و حمل نادیده گرفته شوند. نتیجه چنین محاسبه ای، گزارش سود غیرواقعی و قیمت گذاری اشتباه خواهد بود.

محاسبه بهای تمام شده با توجه به نوع فعالیت شرکت متفاوت است. ساختار هزینه در یک شرکت تولیدی با شرکت بازرگانی، خدماتی یا رستوران یکسان نیست. با این حال، منطق اصلی در همه آنها شناسایی منابع مصرف شده و ارتباط دادن هزینه ها با کالا یا خدمت مورد نظر است.

بهای تمام شده چیست؟

بهای تمام شده مجموع منابعی است که برای تولید یک محصول، خرید و آماده سازی یک کالا یا ارائه یک خدمت مصرف می شود. این منابع ممکن است شامل مواد، دستمزد، سربار و سایر هزینه های مرتبط باشند.

برای مثال، در تولید یک میز فقط هزینه چوب ملاک نیست. دستمزد نیروی تولید، استهلاک دستگاه ها، برق کارگاه، مواد مصرفی، بسته بندی و بخشی از هزینه های پشتیبانی تولید نیز باید بررسی شوند.

هدف از محاسبه بهای تمام شده کالا فقط ثبت حسابداری نیست. این اطلاعات در قیمت گذاری، بودجه ریزی، کنترل هزینه، انتخاب محصول، پذیرش سفارش و ارزیابی عملکرد کاربرد دارند.

اجزای بهای تمام شده در شرکت تولیدی

بهای تمام شده تولید معمولا از سه جزء اصلی تشکیل می شود:

مواد مستقیم

مواد مستقیم موادی هستند که در ساخت محصول مصرف می شوند و ارتباط آنها با محصول به سادگی قابل اندازه گیری است. چوب در تولید میز، پارچه در تولید لباس و آرد در تولید نان نمونه هایی از مواد مستقیم هستند.

فرمول محاسبه مواد مصرف شده به صورت زیر است:

موجودی مواد ابتدای دوره + خرید خالص مواد – موجودی مواد پایان دوره = مواد مصرف شده

اگر بخشی از مواد مصرف شده غیر مستقیم باشد، باید از کل مواد مصرف شده جدا و در سربار تولید طبقه بندی شود.

دستمزد مستقیم

دستمزد مستقیم مربوط به کارکنانی است که به صورت مستقیم در تولید محصول نقش دارند. حقوق کارگران خط تولید یا نیرویی که روی یک سفارش مشخص کار می کند در این گروه قرار می گیرد.

حقوق سرپرست تولید، نگهبان کارخانه و کارکنان پشتیبانی که فعالیت آنها به یک محصول مشخص قابل ردیابی نیست، معمولا دستمزد غیر مستقیم محسوب شده و در سربار قرار می گیرد.

سربار تولید

سربار تولید شامل هزینه هایی است که برای انجام عملیات تولید ضروری هستند، اما نمی توان آنها را به صورت مستقیم و اقتصادی به یک محصول مشخص مرتبط کرد.

استهلاک ماشین آلات، اجاره کارخانه، آب و برق تولید، تعمیرات تجهیزات، مواد غیر مستقیم و دستمزد غیر مستقیم از نمونه های سربار تولید هستند.

سربار باید با استفاده از یک مبنای منطقی مانند ساعت کار مستقیم، ساعت کار ماشین، تعداد تولید یا مصرف مواد میان محصولات تخصیص پیدا کند.

فرمول محاسبه هزینه تولید در محاسبه بهای تمام شده کالا

پس از تعیین مواد مستقیم، دستمزد مستقیم و سربار، مجموع هزینه های تولید دوره به شکل زیر محاسبه می شود:

مواد مستقیم مصرف شده + دستمزد مستقیم + سربار تولید = مجموع هزینه های تولید

جمع مواد مستقیم و دستمزد مستقیم را هزینه اولیه می نامند:

مواد مستقیم + دستمزد مستقیم = هزینه اولیه

جمع دستمزد مستقیم و سربار تولید نیز هزینه تبدیل است:

دستمزد مستقیم + سربار تولید = هزینه تبدیل

هزینه تبدیل نشان می دهد برای تبدیل مواد اولیه به محصول ساخته شده چه مقدار هزینه انجام شده است.

محاسبه بهای تمام شده کالای ساخته شده

ممکن است تمام محصولاتی که در یک دوره وارد خط تولید شده اند تا پایان دوره تکمیل نشوند. محصولات ناقص در حساب کالای در جریان ساخت نگهداری می شوند.

فرمول بهای تمام شده کالای ساخته شده به صورت زیر است:

موجودی کالای در جریان ساخت ابتدای دوره + هزینه های تولید دوره – موجودی کالای در جریان ساخت پایان دوره = بهای تمام شده کالای ساخته شده

افزایش موجودی کالای در جریان ساخت پایان دوره به این معناست که بخشی از هزینه های انجام شده هنوز به محصول تکمیل شده تبدیل نشده است. بنابراین این مبلغ از هزینه های قابل انتقال به کالای ساخته شده کسر می شود.

محاسبه بهای تمام شده هر واحد محصول

پس از محاسبه بهای تمام شده کالای ساخته شده می توان هزینه هر واحد تکمیل شده را تعیین کرد:

بهای تمام شده هر واحد = بهای تمام شده محصولات تکمیل شده ÷ تعداد واحدهای تکمیل شده

برای استفاده از این فرمول، واحدهای تولید شده باید مشابه باشند. اگر محصولات متفاوتی تولید می شوند، مواد، زمان تولید، فعالیت ها و سهم سربار هر محصول باید جداگانه بررسی شود.

تقسیم تمام هزینه ها بر مجموع تعداد محصولات، بدون توجه به تفاوت آنها، ممکن است باعث شود بهای بعضی محصولات بیشتر و بهای برخی دیگر کمتر از واقع محاسبه شود.

محاسبه بهای تمام شده کالای فروش رفته

تمام محصولات تکمیل شده الزاما در همان دوره فروخته نمی شوند. بخشی از آنها ممکن است در انبار محصول باقی بمانند.

فرمول بهای تمام شده کالای فروش رفته به شکل زیر است:

موجودی کالای ساخته شده ابتدای دوره + بهای تمام شده کالای ساخته شده – موجودی کالای ساخته شده پایان دوره = بهای تمام شده کالای فروش رفته

این مبلغ در صورت سود و زیان از فروش کسر می شود تا سود ناخالص محاسبه شود:

فروش خالص – بهای تمام شده کالای فروش رفته = سود ناخالص

بهای تمام شده کالای ساخته شده با بهای تمام شده کالای فروش رفته تفاوت دارد. اولی مربوط به محصولاتی است که تولید آنها تکمیل شده و دومی فقط هزینه محصولاتی را نشان می دهد که فروخته شده اند.

مثال محاسبه بهای تمام شده کالا

فرض کنیم اطلاعات یک شرکت تولیدی در طول یک ماه به شرح زیر باشد. تمام ارقام بر حسب میلیون تومان هستند:

  • موجودی مواد ابتدای دوره: ۱۰۰
  • خرید خالص مواد: ۵۰۰
  • موجودی مواد پایان دوره: ۸۰
  • دستمزد مستقیم: ۳۰۰
  • سربار تولید: ۱۸۰
  • کالای در جریان ساخت ابتدای دوره: ۷۰
  • کالای در جریان ساخت پایان دوره: ۹۰
  • موجودی کالای ساخته شده ابتدای دوره: ۱۲۰
  • موجودی کالای ساخته شده پایان دوره: ۱۵۰

ابتدا مواد مستقیم مصرف شده را محاسبه می کنیم:

۱۰۰ + ۵۰۰ – ۸۰ = ۵۲۰ میلیون تومان

سپس مجموع هزینه های تولید به دست می آید:

۵۲۰ + ۳۰۰ + ۱۸۰ = ۱۰۰۰ میلیون تومان

اکنون بهای تمام شده کالای ساخته شده را محاسبه می کنیم:

۷۰ + ۱۰۰۰ – ۹۰ = ۹۸۰ میلیون تومان

اگر در این دوره ۱۰۰۰ واحد محصول مشابه تکمیل شده باشد، بهای تمام شده هر واحد برابر است با:

۹۸۰ میلیون تومان ÷ ۱۰۰۰ واحد = ۹۸۰ هزار تومان

در نهایت بهای تمام شده کالای فروش رفته به شکل زیر محاسبه می شود:

۱۲۰ + ۹۸۰ – ۱۵۰ = ۹۵۰ میلیون تومان

این مثال ساده است و در عمل ممکن است مواردی مانند ضایعات، تولید مشترک، محصولات متفاوت، ظرفیت استفاده نشده و سربار جذب نشده نیز نیاز به بررسی داشته باشند.

محاسبه بهای تمام شده کالا در شرکت بازرگانی

در شرکت بازرگانی، کالا تولید نمی شود و تمرکز اصلی بر هزینه خرید و آماده سازی کالا برای فروش است.

فرمول ساده خرید خالص عبارت است از:

خرید + هزینه حمل خرید – برگشت از خرید – تخفیفات خرید = خرید خالص

سپس بهای تمام شده کالای فروش رفته محاسبه می شود:

موجودی کالای ابتدای دوره + خرید خالص – موجودی کالای پایان دوره = بهای تمام شده کالای فروش رفته

هزینه هایی که مستقیما برای رساندن کالا به محل و شرایط آماده فروش انجام می شوند باید به درستی شناسایی شوند. اما هزینه های اداری و فروش معمولا هزینه دوره هستند و در بهای موجودی کالا قرار نمی گیرند.

محاسبه بهای تمام شده خدمات

در کسب و کار خدماتی، مواد ممکن است سهم کمی از هزینه داشته باشند یا اصلا وجود نداشته باشند. در این شرکت ها، زمان کارکنان، دستمزد تخصصی و هزینه های پشتیبانی اهمیت بیشتری دارند.

برای محاسبه بهای یک خدمت باید زمان صرف ببشده، نرخ نیروی انسانی، مواد مصرفی مستقیم و سهم مناسبی از هزینه های پشتیبانی مشخص شود.

برای مثال، در یک شرکت مشاوره می توان هزینه حقوق مشاوران، ساعت کار روی پروژه، نرم افزار، فضای کاری و سایر منابع مصرف شده را بررسی کرد. موضوع هزینه می تواند یک پروژه، مشتری، قرارداد یا ساعت خدمت باشد.

نقش ضایعات و ظرفیت تولید در محاسبه بهای تمام شده کالا

نادیده گرفتن ضایعات یکی از دلایل مهم اشتباه در محاسبه بهای تمام شده است. اگر بخشی از مواد در فرایند تولید از بین برود، هزینه آن باید با توجه به عادی یا غیرعادی بودن ضایعات بررسی شود.

میزان تولید نیز بر بهای هر واحد اثر دارد. هزینه های ثابت تولید در سطح تولید پایین میان تعداد کمتری محصول تقسیم می شوند و بهای هر واحد را افزایش می دهند.

مدیر باید بداند افزایش بهای هر واحد ناشی از افزایش قیمت مواد است یا به دلیل کاهش تولید و استفاده نکردن از ظرفیت ایجاد شده است. این دو وضعیت به تصمیم های متفاوتی نیاز دارند.

استفاده از ابزارهای بهایاب حسابگاه برای محاسبه بهای تمام شده کالا

محاسبه بهای تمام شده در فایل های پراکنده یا با فرمول های ناقص می تواند باعث حذف بعضی هزینه ها و اشتباه در نتیجه شود. برای ساده تر شدن این فرایند می توانید از ابزارهای بهایاب حسابگاه استفاده کنید.

بهایاب جامع برای محاسبه و تحلیل بهای تمام شده محصولات طراحی شده است. بهایاب رستوران و کافه هزینه مواد اولیه، دستور تهیه، نیروی کار و سربار را بررسی می کند و بهایاب پوشاک نیز برای محاسبه هزینه پارچه، ملزومات، دوخت و سایر مخارج تولید قابل استفاده است.

استفاده از این ابزارها به کسب و کار کمک می کند سهم مواد، دستمزد و سربار را بهتر مشاهده کند، بهای هر واحد را به دست آورد و نتیجه را با قیمت فروش و حاشیه سود مورد انتظار مقایسه کند.

اشتباهات رایج در محاسبه بهای تمام شده کالا

ثبت تمام هزینه ها در یک حساب مشترک، نادیده گرفتن سربار، استفاده از مبنای نامناسب برای تخصیص هزینه ها و مخلوط کردن هزینه تولید با هزینه های اداری از خطاهای رایج هستند.

برخی شرکت ها هزینه را فقط بر تعداد تولید اسمی تقسیم می کنند، در حالی که تولید واقعی آنها کمتر بوده است. بعضی کسب و کارها نیز هزینه ضایعات، بسته بندی یا حمل را در محاسبات وارد نمی کنند.

استفاده از اطلاعات قدیمی در شرایط تغییر سریع قیمت ها نیز نتیجه را غیرواقعی می کند. نرخ مواد، حقوق و سایر هزینه ها باید در فاصله های زمانی مناسب به روز شوند.

جمع بندی محاسبه بهای تمام شده کالا

محاسبه بهای تمام شده کالا از شناسایی مواد، دستمزد و سربار آغاز می شود و با محاسبه بهای کالای ساخته شده، بهای هر واحد و بهای کالای فروش رفته ادامه پیدا می کند.

عدد نهایی زمانی قابل اعتماد است که اطلاعات تولید و حسابداری دقیق باشند، هزینه ها به درستی طبقه بندی شوند و مبنای مناسبی برای تخصیص مخارج غیر مستقیم انتخاب شود.

اطلاعات بهای تمام شده باید به مدیر کمک کند بفهمد منابع شرکت چگونه مصرف می شوند، کدام محصول سودآور است و چه فرصتی برای کنترل هزینه وجود دارد. بنابراین محاسبه بهای تمام شده کالا فقط یک محاسبه حسابداری نیست؛ بلکه ابزاری برای قیمت گذاری، کنترل عملیات و تصمیم گیری بهتر است.

اگر به موضوعات محاسبه بهای تمام شده علاقه دارید حتما یادداشت انواع مبانی طبقه بندی بها را بخوانید.

اشتراک گذاری پست